محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

49

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

يا مثل آن نوشادر مصعد بسيار نرم بسايند و بعد از امتزاج قطران و سركهء بسيار تند بر ان بچكانند و سحق نمايند تا مانند خميس كردد پس روى آن را بپارچهء نازكى بپوشند و در آفتاب كذارند تا خشك كردد و با سركهء تند باز بسايند و بدستور در آفتاب خشك نمايند و تكرار عمل نمايند تا همه آن زنكار كردد و چون خواهند آن را تصفيه نمايند كه زنجار مصفى نامند آن است كه يك جزو زنجار را با پنج جزو سركهء سفيد مقطر تند بخيسانند و بكذارند تا سركه سبز كردد آن سركه را در ظرفى بكيرند * و اكر خواهند مرتبهء ديكر به قدر پنج وزن دردى زنجار نيز سركهء مقطر بر ان ريزند و بكذارند تا سبز كردد و هر دو سركهء سبز را باهم ممزوج كرده بكذارند تا ته‌نشين كردد سركه صافي بالاى آن را بجرعلقه بكيرند و ته‌نشين را بكذارند تا خشك كردد و بسايند و به كار برند زنكار بسيار اعلى خواهد بود * اتخاذ سركه هندى * كه بهندى كاننجي نامند جهت اكثر امراض حادهء صفراوى و غيرها مفيد است * آنست كه بشويند برنج يعني ارزو او بجوشانند تا مهرا كردد پس صاف نموده در ظرف چيني يا شيشه يا سفالي لعابدار كرده آب بر ان ريزند آن مقدار كه يك شبر از روى آن بركردد سر آن را پوشيده در آفتاب و يا پشت اجاغ كرم بكذارند تا چهل روز كه برسد پس صاف نموده عند الحاجت استعمال نمايند * صنعت عود مطرا * بكيرند عود تمارى را و ريزه‌ريزه كنند و در كلاب و جلاب بخيسانند تا نرم شود پس بكذارند تا رطوبت آن كم شود انكاه مشك و عنبر و اشنه را به آب سوده به آن چند بار آغشته هر مرتبه خشك نمايند و عند الحاجت قدرى از ان را در مجمر بر اخكر كذارند مجلس را معطر نمايد و مشام را قوت بخشد * اتخاذ زبد الشمع * آنست كه بكيرند مقدارى از موم مصفى را و كداخته در هاون ريزند و دو استار روغن كل يا روغن بنفشه يا غير آن هر دو بر ان ريزند و چند پارچهء يخ يا برف در ان اندازند و خوب برهمزنند چون يخ و برف كداخته كردد بكذارند تا روغن بالا آيد دهن را بردارند و آب را بريزند و استعمال نمايند * اتخاذ طين حكمت * بكيرند طين حركه بفارسي خاك رست كويند و از سنك‌ريزه و رمل صافي نمايند بدين نحو كه در آب حل كنند و آنچه مخلوط باب كردد در ظرفى بكيرند و دردى را دور نمايند و بكذارند تا ته‌نشين كردد پس بكيرند موى سر انسان و ريزه‌ريزه كنند و اكر موى سر تراشي باشد كه سر تراشان جمع مىنمايند بهتر است و با هموزن آن سركين كاو كوبيده پيخته باب نمك همه را خمير كرده هفت روز بكذارند و هر روز آب نمك بر ان بپاشند تا خشك نكردد پس خوب سرشته ورزيده استعمال نمايند و بعضي سبوس كندم و خبث الحديد و پنبه نيز داخل مىنمايند * اتخاذ ماء الزجاج * دستور آن آنست كه بكيرند زجاج شامي و قلعي را بالسويه در بوته كداخته سرد كنند و آنچه مانند كف بر روى آن باشد بردارند كه ماء الزجاج آنست * اتخاذ سريشم پنير * كه جوهر الصنائع نامند و از خواص آن آنست كه هرچه را به آن وصل كنند و يا به آن بسرشند از آب و آتش منفصل نكردد آنست كه بكيرند پنير تازه را و اوراق رقيقه كرده بر روى سنك مسطحى آهك آب نديده را نرم پيخته فرش نمايند و آن ورقها را بر روى آنكه بهمديكر پهلواى آنها نچسبند بچينند و بر روى آن اوراق نيز آهك نرم پيخته بپاشند به قدرى كه آن را بپوشد و سنك مسطحي ديكر بسيار سنكين بر روى آن كذارند و ده روز در افتاب كذارند تا دهنيت آن پنير تمام فشرده در آهك آيد پس به آب بشويند و بدستور فرش و لحاف از نمك سائيده كنند و يك هفته در زير سنك كران كذارند پس به آب پاك شسته كه سرخي و چربي آنكه داشته باشد بالكل رفع كردد كه چون در آفتاب كذارند چربي از ان ظاهر نكردد و اكر ظاهر كردد باز به آب نمك و آهك بجوشانند تا به حدى رسد كه اصلا چربى در ان نماند و كمال آن در عدم چربي و سرخي است پس مانند سرمه بسايند و در شيشه محفوظ دارند در وقت حاجت قدرى را با آب سفيدى تخم‌مرغ كه در شيشه بسيار برهم زده